استاد علیزداه...
استاد علیزده دیشب به ما چه حالی داد ...
همه ی سالن رو مست کرد...
و من رو با امضایی که بهم داد دیوانه ...
استاد علیزده دیشب به ما چه حالی داد ...
همه ی سالن رو مست کرد...
و من رو با امضایی که بهم داد دیوانه ...
ای مطرب شیرین بیان با سر خوشان آمیختی
وین ارغنون عشق را با ارغوان آمیختی
دلها تو بر هم ریختی ، غم را به دار آویختی
آنگه میان آسمان ، با بی نشان آمیختی
گه همچو مهری آتشین رقصان شدی در آسمان
گه همچو رندی بی قبا ، با خاکیان آمیختی
من مست عالم بودم و رویای حوران در سرم
لیکن تو سودای مرا ، با این و آن آمیختی
ای غایب از انظار ما ، وی نرگس گلزار ما
همچون مه عیار ما ، با لن تران آمیختی
سوی غریبان آمدی ، مفتاح زندان آمدی
رنجور در چه مانده را با کاروان آمیختی
ای رهزن عیار ما ، داننده ی اسرار ما
تو از برای گنج ما ، با پاسبان آمیختی
هفت آسمان ارزان تو ، ماه و پری رقصان تو
ای آنکه در اوج سماع ، با لامکان آمیختی
رند تبریزی
و این منم
ایستاده بر خَنگِ زمین
آرام و پر غرور
بی واژه های دور
در کوره راه زندگی و تنگنای گور...
رند تبریزی
______________________________________________________________
پ.ن)) خَنگِ= پیشانی
ما نه آن صوفی صافیم که کوثر گیریم
ما از آن طیف سیاهیم که ساغر گیریم
سالها از دل و جان نغمه سرایی کردیم
تا که شاید دو سه روزی لب دلبر گیریم
دود بی پرده ی عشقیم که سودای وصال
همچو عود از گذر شعله ی مجمر گیریم
در خیالی که چنین آتش هجران پر کرد
مرهم سوز دل از باده ی احمر گیریم
مست از بانگ انالحق همه آویزانیم
ما نه کمتر ز خداییم که کمتر گیریم
گر به شطرنج جفا جمله جهان دربازیم
دست در دامن آن مهرخ شهپر گیریم
یارب اینجا چه سخایی است که در اوج فنا
خاک پایش بتکانیم و همه زر گیریم
رند تبریزی از این تلخی غم بیرون آی
تا به شیرین سخنی مزّه ی شکّر گیریم
رند تبریزی
از داخــل رود مـــــــاه را بــــرداریـــــــد
از زندگی مـــن آه را بـــــــــرداریــــــــد
عشق است پیاله و درونش کشک است
از روی سرم کـــلاه را بـــرداریــــد
من شاعر بی شرف تو را می خواهم
آواره ی بی هدف تو را می خواهم
فرقی نکند به پشت بالا چپ راست
از سوی چهار طرف تو را می خواهم
دیریست که غم صبر و قرارم برده
سارای نجیب قصه هایم مرده
من مانده ام و یک سبد توخالی
دارا همه ی انارها را خورده
اینجا همه چیز پاک نابود شده
فکر همه کس در ضرر و سود شده
باید بروم از این کویر انگاری
آب از سر چشمه اش گل آلود شده
رند تبریزی